اکثر آدما چگونگی هدف گذاری را نمی دانند.بعضی از افراد چگونگی هدف گذاری را می دانند اما راه
رسیدن به ان ر ا بلد نیستند.
هدف گذاری مثل هر کار دیگه ای قاعده و قانون خودش را دارد.در این پست می خواهیم در مورد
هدف گذاری به روش SMART صحبت کنیم.هدف گذاری SMART در فارسی مدل هدف گذاری هوشمندانه ترجمه می شود.اگر یاد بگیرید که چه جوری با این روش هدف گذاری کنید، درصد رسیدن به هدفتان هم بالا می رود.

هدف گذاری به روش Smart

کلمه ی SMART مخفف پنج کلمه می باشد. S اول کلمه ی Specific می باشد. M اول کلمه ی Measurable می باشد. A اول کلمه ی Attainable می باشد. R اول کلمه ی Realistic می باشد و T هم اول کلمه ی Timely می باشد.

هدف گذاری به روش Smart

Specific :

معنی این کلمه، معین و مشخص می باشد. پس هدف شما باید معین و مشخص باشد.هرچه
دقیق تر بنویسید که دقیقا می خواهید به چی برسید احتمال رسیدن بهش بیشتر می شود. پس باید هدفی
را که در لیست اهدافتان مشخص می کنید کاملا مشخص و معین باشد. مثلا به جای اینکه بگویید می خواهید
در درستان موفق باشید بگویید می خواهید در همه ی درس هایتان حداقل نمره ی 15 را بگیرید.

Measurable :

این کلمه به معنای قابلیت اندازه گیری داشتن می باشد. یعنی هدفی که تعیین می کنیم باید
قابل اندازه گیری باشد. برای اینکه بعدا بتوانید اندازه بگیریدکه چقدر به سمت هدفتون پیش رفتید یا اینکه کاملا
به هدفتون رسیدید یا به قسمت هایی ازآن رسیدید.برای همین بهتره که توی لیست اهدافتون از اعداد استفاده کنید.
برای مثال به جای اینکه بگویید مطالعه ام رو بیشتر کنم یا بیشتر کتاب بخوانم باید بگید امسال حداقل 12
تا کتاب بخوانم. یا به جای اینکه بنویسید کاهش وزن. بگوید تا آخر امسال باید حداقل 5 کیلو کنم بکنم.
چون اگر این اعداد را نگذاریدمعیاری برای سنجش نخواهید داشت.

در مورد مثال اول که خواند کتاب است اگر شما پارسال هیچ کتابی نخونده باشید و امسال نصف یک کتاب
خوانده باشید.امسال در مقایسه با پارسال مطالعه ی بیشتری داشته اید ولی آیا به هدف مطالعه ی بیشتر رسیده اید؟!

در مثال دوم که در مورد کاهش وزن بود.اگه تا آخر سال شما نیم کیلو وزن کم کنید، روی کاغذ
به هدفتان رسیدید. ولی آیا واقعا به هدفتان رسیدید؟

بعضی فعالیت ها را نمی توان به راحتی با اعداد سنجید. یعنی بعضی از اهداف کاملا کمی هستند مثل کاهش
وزن که میشه با عدد آن را سنجید. ولی در نقطه ی مقابل یک سری اهداف کاملا کیفی هستند. مثلا
اگردرلیست اهداف شما بهبود روابط خانوادگی باشه، شما نمی توانید برای این هدف یک عدد در نظر بگیرید.
برای هم چین مواردی در فاز اجرا باید یک سری کار هایی انجام دهید، که آن کار ها را بتوان
اندازه گیری کرد. مثلا در مورد این موضوع بگویید که من برای بهبود روابط خانوادگیم می خواهم
بیشتر با خانواده ام مسافرت بروم و تا اخر سال حداقل دو مسافرت با آن بروم.یا در طول ماه یک
وعده شام یا نهار با خانواده ام بیرون بروم.

Attainable :

همان قدر که هدف گذاری درست به ما انگیزه می دهد تا در راستای هدف هایمان قدم
برداریم. هدف گذاری اشتباه هم خیلی دلسرد کننده است. متاسفانه یک قسمت بزرگی از اشتباهاتی که در حین
هدف گذاری اتفاق می افتد به این قسمت یعنی دست یافتنی بودن هدف بر می گردد.
اگر شما در لیست اهدافتان مواردی را ذکر کنید که بسیار بلند پروازانه باشند، شما انگیزه خود را از دست
می دهید و خود را محکوم به شکست می کنید. برای همین وقتی که هدف گذاری می کنید با خودتون
فکر کنید که آیا واقعا دسترسی به این هدف از نظر من منطقی و امکان پذیر است یا نه ؟
فراموش نکنید هدف های غیر منطقی و دست نیافتنی ذهن شما را می ترساند و بعدا هم دچار استرس
می شوید.

وقتی هدف گذاری می کنید از خودتان این سوال را بپرسید که آیا واقعا دسترسی به این هدف از نظر
من، منطقی و امکان پذیر هست یا نه؟
مثلا درامد شما ماهیانه 4 میلیون تومان است. اگر شما بخواهید هدف گذاری کنید که درامد شما در سه ماه
آینده به ماهی 20 میلیون تومان برسد. آیا هدف گذاری شما منطقی است؟

یک مثال دیگه : اگه شما تا الان هیچ پس اندازی برای خرید خونه ندارید، بعد در لیست اهدافتان می نویسید
که تا آخر سال باید خونه بخرم، آیا هدف گذاری شما منطقی است؟

Realistic :

هدف هایی که توی لیست اهدافتان می نویسید، باید در راستای اهداف بزرگتر شما در زندگی
باشند، باید کاملا با ارزش های شما هم سو باشند. هدفی که با ارزش های شما جور در نیاد، احتمال
رسیدن بهش خیلی کمه. حتی اگه بهش برسین نهایتا احساس رضایت و خرسندی ندارید.برای مثال اگر
کسی براش تحصیلات ارزش نیست، اینکه در لیست اهدافش گرفتن مدرک لیسانس یا فوق لیسانس داشته باشه،
این هدف، برای این فرد یک هدف واقعی و ارزشمند محسوب نمی شود.

اگر کسی با لیسانسش خوشحال نیست و نمی تواند با این مدرک کار مورد علاقه اش را پیدا کند، اگر
بخواهد در لیست اهدافش مدرک فوق لیسانس همان رشته را بنویسد، این هدف گذاری، هدف گذاری درستی نیست.
پس به هر کدام از هدف هایتان به دید یک قطعه از یک پازل نگاه کنید که قراره این قطعات
همشون کنار هم دیگه قرار بگیرند و تصویر نهایی که می سازند، باید هدف کلی شما از زندگی باشد.

Timely :

هدف های شما باید زمان بندی شده باشند. زمان بندی که شما برای هر هدف در نظر می گیرید
باید کاملا واقع گرایانه باشد و هم چنین انعطاف پذیر باشد.

چند مثال برای چگونگی هدف گذاری به روش اسمارت
بر اساس این روش می توانید اهدافتان را به شکل زیر در لیست خود بنویسید:

به جای اینکه بنویسید من می خواهم لیسانس بگیرم، بنویسید که من می خواهم تا پایان سال 40 واحد
باقی مانده را پاس کنم و مدرک لیسانس خود را بگیرم.
به جای اینکه در لیست خود بنویسید کاهش وزن، بنویسید که من می خواهم تا پایان امسال وزنم را
از 100 کیلو به 80 کیلو برسانم.
به جای اینکه بنویسید بیشتر کتاب بخوانم، بنویسید که ماهی یک کتاب بخوانم یا نسخه ی صوتی یک کتاب
را گوش کنم.

منبع: پادکست Hellitalk